فصل دهم
Engagement through Alienation:
Parallels of Paradox in World Music & Tourism in Sarawak, Malaysia
Gini Gorlinski
خوانش سال ۱۳۸۷
ارائه: مهسا بدری
mahsabadry@yahoo.com
مقدمه
در این فصل از کتاب مطالعه ای در مورد تطابق موسیقی بین المللی و توریسم با توجه به فستیوال موسیقی بین المللی جنگل استوایی (RWMF) که هر ساله در دهکده فرهنگی سرواک (SCV) در مالزی برگزار می شود، ارائه شده است. سرواک مکانی است که اساسا این دو (موسیقی بین المللی و توریسم) در تضادی از حفظ سنت و مدرن سازی فرهنگ، تحت عنوان توسعه مالزی، در مسیرهایی کاملا مشابه و در بسیاری مواقع واحد حرکت می کنند.
استفاده از اتنوگرافی در این مطالعه نگرشی روش شناختی برای ما فراهم می آورد که بر اساس آن می توان دریافت که برخی پدیده ها علی رغم ظاهری که دارند، دارای پشت صحنه هایی کاملا متناقض با آن می باشند. این امری است که با اتنوگرافی ممکن می شود.
اتنوگرافی در مطالعات فرهنگی
علوم اجتماعی در مطالعات اتنوگرافیک خود، مفاهیم مربوط به نژاد، طبقه، جنس و هویت را به عنوان عوامل موثر در کنش های فرهنگی مورد مطالعه قرار می دهند. در مطالعات فرهنگی این مفاهیم به هم نزدیک شده و با هم یکی می شوند. اتنوگرافی در مطالعات فرهنگی به شیوه متفاوتی ظاهر می شود:
اتنوگرافی در مطالعات فرهنگی، سیاسی است. این بدان معنا است که اتنوگرافی در مطالعات فرهنگی نمی تواند بدون موضع باشد و اغلب متضمن بروز رفتاری است.
تکیه عمده تحقیق مطالعات فرهنگی بر دریافت محصولات فرهنگی از سوی مخاطبان است.
در مطالعات فرهنگی توجه ویژه ای به زمینه می شود که بر اساس آن پدیده های فرهنگی در جوامع مختلف به شیوه های متفاوتی درک می شوند.
برای دست یافتن به فهمی صحیح و معقول در مورد اهمیت اجتماعی تولیدات فرهنگی، اتنوگرافی باید نه تنها به چگونگی دریافت پدیده ها بپردازد بلکه به چگونگی ادراک آنها نیز توجه داشته باشد.
همان طور که جان استریت بیش از یک دهه قبل تاکید کرده است، هنگام بحث در مورد موسیقی مردم پسند، سیاست های موسیقی را باید ترکیبی از سیاست های دولتی، فعالیت های تجاری، انتخاب های هنری و واکنش مخطبان در نظر گرفت.
در تحلیل تشابه موسیقی بین المللی و توریسم در سرواک مالزی نیز به همه این عناصر در کنار هم نگاه شده است. در این تحقیق تاکید بر هدف و تفسیر تولیدکنندگان و واسطه های این تولیدات فرهنگی است نه دریافت کنندگان. دلیل عمده ای مساله تاکید بر اولین نکته در مورد تفاوت اتنوگرافی در مطالعات فرهنگی است. مطالعات فرهنگی تا وقتی تنها کثرت ادراک تولیدات فرهنگی را مورد تحقیق قرار دهد، احتمالا یک کوشش سیاسی بی نتیجه باقی خواهد ماند.
به طور کلی دو دیدگاه در مورد امکان مقایسه موسیقی بین المللی و توریسم وجود دارد:
مارتین رابرتز (Martin Roberts)
گوش کردن به موسیقی بین المللی یک توریسم موزیکال است که کارکرد آن مانند توریسم این است که مصرف کنندگان را از واقعیت های اقتصادی و سیاسی شان جدا کرده و به آنها تصور مشارکت معتبر با فرهنگ های دیگر را می بخشد.
دیوید بایرن (David Byrne)
او که خود یکی از چهره های برجسته موسیقی بین المللی است، هرگونه شباهت اساسی و ذاتی بین موسیقی بین المللی و توریسم را رد کرده است و معتقد است علاقه به موسیقی آن طور که غالبا ادعا می شود، توریسم فرهنگی نیست. یک توریست می تواند نسبت به آن چه می بیند کاملا بی تفاوت و بدون تغییر باقی بماند اما موسیقی غالبا به احساس چنگ می زند و باعث تغییر و جرح و تعدیل مخاطب می شود.
در این مطالعه این دو کاملا با هم قابل مقایسه هستند و این مقایسه در مکانی مانند سرواک مالزی برجسته می شود که در آن موسیقی بین المللی و توریسم نه در یک رابطه متقارن ، بلکه در موقعیت هم معنایی و برابری قرار می گیرند.
فستیوال موسیقی بین المللی جنگل استوایی (RWMF : Rein Forest World Music Festival) که برای اولین بار در سال ۱۹۹۸ اجرا شد و پس از آن به طور سالانه در همان مکان و زمان اجرا می شود، با توریسم سرواک انطباق کیفی و کارکردی اساسی دارد.
اما برخی جریانات پشت صحنه ای وجود دارد که ارتباط میان فرهنگی و میان موسیقی را که فستیوال به دنبال آن است، تحت الشعاع قرار می دهد. ادراک محیطی یکی از مهم ترین عواملی است که در این قیاس باید بدان توجه داشت.
منطقه مذکور در سواحل راه آبی Borneo قرار دارد که با تغییرات ناگهانی شناخته شده است. این رودخانه در مسیر طولانی خود نوساناتی دارد که باعث شکل گیری انواع زندگی، سبک زندگی و فرهنگ و سنت های متفاوت در میان جوامع ساکن در سواحل این رودخانه شده است. حاشیه رودخانه Borneo از نظر قومی، فرهنگی و ادبیاتی یک ناحیه متنوع است. جماعت های سواحل رودخانه، صرف نظر از این که چه کسی در کجا ساکن است و از چه قلمرویی از رودخانه استفاده می کند، یک ارتباط صمیمانه را با همسایگان آبی خود حفظ کرده اند.
هدف در این مقاله شخیص برخی لینک ها مفهومی واقعی بین فستیوال موسیقی بین المللی و توریسم، با تامل ادراک محلی است. مباحث در این فصل در دو بخش کلی مطرح می شود. در بخش اول (روش های مشارکت) راهکارهایی مطرح می شود که از طریق آنها مخاطبان، موسیقی دانان و موسسان فستیوال به یک احساس مواجهه فعال (مشارکت و اتصال) با مردم و موسیقی ها ( که میراث یا سابقه فرهنگی متفاوتی دارند) دست می یابند. در بخش دوم (روش های بیگانگی و جدایی) مثال های متناقضی بیان می شود که نشان می دهند علی رغم رونمای مشارکت نمای فستیوال، فاصله فرهنگی تقویت شده و اتصالات میان فرهنگی از بین رفته است.
هدفی که دنبال می شود، مرور کارایی و اثرات اجتماعی و موسیقیایی موسیقی بین المللی به عنوان پدیده ای واقعا جهانی است.
قسمت اول: شیوه های مشارکت
فستیوال در دهکده فرهنگی سرواک بنانهاده شده است که می توان آن را یک موزه زنده دانست. این دهکده مرکب از نسخه المثنی برجسته ترین خانه های گروه های قومی در منطقه است که مطابق با سبک صحیح و معتبرشان ساخته شده اند و از محصولات سنتی واقعی لبریز است. مهمانان با ورود به این دهکده و خانه های آن، فرصتی دارند که با نماینده جماعت های متنوع تعامل داشته باشند و از این راه بینشی در مورد سبک زندگی آنان کسب کنند. به عنوان مثال یک مهمان در یک بعداز ظهر می تواند یک زن را در حال بافندگی مشاهده کند، در مسابقه ماهی گیری شرکت کند و با موسیقی محلی برقصد و در واقع تمام احساسات او در این تعامل تحریک شوند.
فستیوال موسیقی بین المللی جنگل های استوایی (RWMF) نیز می کوشد با ایجاد یک احساس بادوام در مهمانان، آنان را چنان به مشارکت وادارد که نه تنها احساس بودن در اینجا داشته باشند بلکه احساس انجام دادن آن را نیز تجربه کنند. فستیوال ترکیبی از کارگاه های بعدازظهری تعاملی بسیار کوچک است. این نشست ها به طور هم زمان در خانه های مختلف اجرا می شود و مقصود از آنها فراهم کردن عرصه ای است که در آن موزیسین ها علاوه براین که می توانند سنت های خود را عرضه کنند، می توانستند به طور دسته جمعی، ساختارهای صوتی ترکیبی بی اختیاری را در کنار صداهای جدید دیگر شرکت کنندگان تجربه کنند. این کارگاه ها چاشنی صرفی برای اجرای برنامه غروبی ماهوی نیستند بلکه در فستیوال مرکزیت داشته و به طور قابل توجهی احساس مشارکت را تقویت می کنند.
این احساس مشارکت از یک جنبه دیگر نیز تقویت می شود و آن اجرای آن در محیط باز است. فستیوال توسط شور و هیجان ایجاد شده توسط کوهستان، جنگل، اقیانوس و باران تغذیه شده و از این مجرا مهمان را نه تنها در موسیقی بلکه در مکان و محیط جنگلی نیز به مشارکت وا می دارد.
مفهوم توسعه
مالزی، مانند همه کشورهای در حال توسعه، به تصاویر تولیدشده توسط توریسم قومی جهت شکل دادن آگاهی داخلی و خارجی از فرهنگ محلی اهمیت ویژه ای دارد و در تلاش است تا تصاویر جا افتاده جهانی را در مورد خود (کشور درحال توسعه، پیش از مدرن، ماقبل صنعتی و جهان سوم) از بین ببرد.
صنعت توریسم در این راه تاثیر مهمی دارد. به این منظور، فرهنگ به مفهوم زیبایی شناسی محدود می شود و لذا فرهنگ سواک به طور انسان شناسانه تعریف نمی شود بلکه جنبه های فرهنگی آن به بیانی هنرمندانه به نمایش در می آیند. به همین دلیل فرهنگی که به نمایش در می آید محدود به هنرهای دستی، آشپزی، معماری، فستیوال ها، ورزش ها و سرگرمی و افسانه های قومی است. موسیق نیز یکی از سنت های تشکیل دهنده فرهنگی محلی است که صنعت توریسم را تغذیه می کند. توریسم کانالی در نظر گرفته می شود که در آن هنرهای محلی توسعه می یابند و احساس تفاخر نژاد محلی را به همراه دارد. می بینیم که موسیقی و توریسم هر دو نقش مهمی را در برنامه های توسعه ملی مالزی بازی کرده اند. موسیقی با قرار گرفتن در زمینه توریسم، یک احساس از قومیت محلی را ایجاد می کند و این کار از طریق تلاش برای توسعه و مدرن ساختن آن (به نحوی که بتواند به اشکال جهانی اتصال یابد و از سوی جهان جذب شود) صورت می گیرد. این امر به معنای پیوند موسیقی های محلی با نمونه های مردم پسند جهانی است که متضمن نوعی حرفه ای و مردمی ساختن موسیقی های سنتی است. این امر با ترکیب موسیقیایی میسر می شود.
از آن جا که سرواک مقصد توریستی است، فستیوال در چنین شرایطی فرصتی را برای نزدیک کردن اشکال موسیقی محلی به اشکال غربی آن فراهم می کند به نحوی که برای شنونده های داخلی و خارجی لذت بخش باشد و منبع الهامی برای مدرن شدن موسیقی محلی باشد. تنها از طریق چنین زیبایی گرایی است که فرهنگ محلی می تواند در دسترس جهانی قرار گیرد و موسیقی محلی به موسیقی بین المللی تبدیل شده و مخاطبان داخلی و خارجی را جلب کند. این راهی است که تصویری جهانی از فرهنگ منطقه ایجاد می شود که برای محلی ها و غیرمحلی ها جذاب باشد.
توسعه آموزشی
در ملت های در حال توسعه، موسیقی جهان و توریسم غالبا در هدف آموزشی سهیم هستند. موسیقی بین المللی و توریسم زمینه ای آموزشی را فراهم می کنند و از این مجرا جماعت ها، ملت ها و افراد کمتر قدرتمند را در مقابل جوامع همیشه مسلط، قدرتمند می سازد چنان چه بتوانند نمایش خود را به حداکثر برسانند.
دهکده فرهنگی سرواک و فستیوال موسیقی بین المللی جنگل های استوایی از یک طرف به جذب ملاقات کنندگان بین المللی توجه دارند اما از طرف دیگر اهداف آموزشی را در جبهه داخلی دنبال می کنند. برای روشن شدن این امر می توان به دو نوع اجرای موسیقی ترکیبی اشاره کرد که عبارتند از توکوکمه و میترا. این دو اجرای دسته جمعی موسیقی بین المللی چند قومی هستند که ترکیبی زیبایی شناختی ار جنبه های مختلف گویش محلی، ابزار موسیقی سنتی و موسیقی مردم پسند قابل قبول جهانی ارائه می کنند. این ترکیب ابزار موسیقی سنتی را در ترکیب با موسیقی مردم پسند جهانی برای جوانان سرواکی جذاب می کنند. این تدبیری است که باعث علاقه مندی جوانان به سنت های بومی و محلی خود می شود.
این دو سعی دارند با برانگیختن صداهای سنتی در چهارچوب موسیقی مردم پسند، جوانان را در موسیقی سنتی مشارکت دهند و از این راه آن ها را به سمت سنت بازگردانند.
این دو گروه باعث شده اند خیلی از جوانان و مردم محلی میراث خود را کشف کنند و امید دارند که موسیقی های محلی را توسعه بخشند و سنت های موسیقی در حال نابودی سرواک را احیا نمایند.
قسمت دوم: شیوههای بیگانگی
موسیقی بین المللی و توریسم در سرواک مخاطبان خارجی و داخلی را در یک ظرفیت قابل مقایسه درگیر می کند. با این وجود، این مشارکت همدوش یک بیگانگی اجتماعی حرکت می کند که از رویارویی میان فرهنگی ناشی می گردد.
اصطلاح بیگانگی با فلسفه مارکسیست پیوندی تاریخی دارد. بنابراین انتظار می رود تحلیلی مارکسیستی را در پی داشته باشد و عملکرد موسیقی سنتی و توریسم را در دام اقتصاد سرمایه داری فراملیتی قرار می دهد. اما در اینجا این واژه در مفهوم عمومی تر فاصله فرهنگی درنظر گرفته می شود.
فستیوال موسیقی بین المللی جنگل های استوایی (RWMF) در دهکده فرهنگی سرواک قصد داشت یک تجربه ارتباط و مبادله بین همه گروه های مشمول را ایجاد کند. اما بعضی ارتباطاتی که قرار بود افراد از محیط ها و سبک های زندگی به شدت متنوع را با هم درگیر کند، فقط در نمای ظاهری رخ داد. برای روشن کردن این دو تجربه باید در نظر گرفته شود.
دهکده فرهنگی سرواک
روزی در دهکده یک آدم جنگلی زوزه کش (orang Ulu) را دیدم که ملبس به لباس محلی بوده و روی یک بالکن spame را بی شباهت به آن چه پیش از آن شنیده بودم، می نواخت. وقتی از او سوال کردم، متوجه شدم که او یک آدم جنگلی زوزه کش واقعی نیست. بلکه یکی از کارمندانی است که در سرتاسر دهکده وظیفه اجرای یک فرهنگ بومی را داشتند و در جریان چرخش پرسنل قرار می گرفتند.
در واقع باید گفت هیچ ضمانتی وجود ندارد که یک معرف فرهنگی، یک نمونه اصیل و واقعی است یا فقط یک موزیسین ملبس به لباس محلی است. این نشان از عمق توهم و خیالی بودن این دهکده است.
جین لیان، مدیردهکده فرهنگی سرواک، این اقدام را ناشی از نقش دوگانه این دهکده به عنوان جاذبه توریسی و نهاد آموزشی می داند. برای دست یافتن به اهداف آموزشی، بیشترین کارکنان می بایست با نمایش زنده در هر یک از خانه های سنتی، فرهنگی را مدام یادآوری کنند. زیرا غیرممکن است که بتوان چیزهای واقعی را به شکل واقعی شان در دهکده داشت.
در فستیوال (RWMF)
من برای ملاقات گروه موسیقی Kenyah و Penan که قرار بود در اولین فستیوال شرکت کنند، دعوت شدم. من با توجه به این که می دانستم در فستیوال قرار است کارگاه های موسیقی ترکیبی اجرا شود، از یکی از آنان پرسیدم که آیا آنها هم کارگاه خواهند داشت؟ متوجه شدم که آنها اصلا در جریان کارگاه ها نیستند و قرار است فقط وقتی از آنها خواسته شد که بنوازند، به نواختن بپردازند. در روز فستیوال متوجه شدم که آنها از پکیج های اطلاعاتی که در اختیار همه شرکت کنندگان قرار داشت و دربرگیرنده راهنمای شیوه پیش روی فستیوال بود، محروم و بی اطلاع هستند. خصوصا این که اطلاعات درون آن نیز به زبان انگلیسی و غیرقابل استفاده برای آنان بود. بنابراین در روز فستیوال اعضای این دو گروه به طور متفاوتی با دیگر شرکت کنندگان داخلی و خارجی ظاهر شدند. همه کارگاه ها دارای رهبر و برنامه ریزی برای اجرا بودند. سوال اینجا است که چه هدفی از شرکت این افراد در فستیوال بود؟ این مساله را می توان در مثال های دیگری نیز دید که موزیسن های هیچ از نقشه و برنامه اصلی آگاه نیستند. در چنین شرایطی چه نوع مشارکتی وجود دارد؟
برخی ممکن است چنین نهادهایی را به دلیل گمراهی عمدی مخاطبان انتقاد کنند اما نکته اینجا است که کارایی موسیقی بین المللی و توریسم فرهنگی به طور عظیمی بر حفظ همین مغایرت ها استوار شده است. رویدادهایی مانند فسیتوال موسیقی بین المللی جنگل های استوایی را می توان یک ویترین شهری دانست که ادراکی شهری از زندگی غیرشهری فراهم می کند. در چنین شرایطی فرهنگ مردم محلی تبدیل به وسیله ای برای سرمایه داران می شود. موسیقی مردم پسند به شهرنشینی وابسته است و موسیقی محلی زمانی که به چنین اشکالی نزدیک گردد، به موسیقی بین المللی تبدیل می شود. درواقع هم موسیقی بین المللی و هم توریسم در یک فضای بین المللی تولید می شوند تا مصرفی جهانی داشته باشند.
در فستیوال سال ۱۹۹۸ ، در حالی که تمایل بین المللی قویا متمایل به ترکیب بود، بیشتر شرکت کنندگان ایالتی فستیوال هیچ گاه به طور جدی چنین ترکیب موسیقیایی را مطرح نکردند. در حالی که موزیسین های بین المللی یک نوع جهان گرایانه را نمایش دادند که یکی از نشان های طرز فکر موسیقی بین المللی است. چنین جهان گرایی ای یک کیفیت نخبه است. می توان این وضعیت را تعبیر به “عرضه به جهان به عنوان هدیه ای از قوی به ضعیف” دانست. کمبود ادراک موسیقی بین المللی از سوی موزیسین های سنتی محلی، توسط سازمان دهندگان فستیوال درک شده بود که اساسا منجر به رد مدام اشکال سنتی از سوی جوان های سرواک شده است. علاقه به موسیقی بین المللی یک فرصت طلایی برای سرواک فراهم می کند که از ثروت خود در موسیقی و فرهنگ بومی و سنتی در این راستا استفاده ای شایان نماید. با این وجود اکثر موزیسین های محلی برای بازار جهانی آمادگی ندارند. فستیوال موقعیتی را برای آنها ایجاد می کند که آنها بخواهند خود را قراردادهای بین المللی نزدیک کنند و به طور هم زمان استانداردهای بازار بین المللی را تجربه کنند. این فرصتی برای یاد گرفتن قواعد بازی است که از قدرتمند به ضعیف تقدیم می شود. این عرصه ای است که در آن بیگانگی فرهنگی برای مشارکت ترویج داده می شود.
زیبایی شناختی سیاسی
اختلافات مهمی بین اعضای کمیته سازمان دهنده فستیوال سرواک در تعریف هدف موسیقی بین المللی وجود داشت. تعریف موسیقی بین المللی اساسا به موقعیت سیاسی معرف آن بستگی دارد. در حالی که مشاور کاندایی فستیوال موسیقی بین المللی را به عنوان موسیقی یا پیامد فرهنگ های بومی و سنتی تعریف کرده است (که اساسا برآمده از موقعیت برتری او به دلیل تعلق به جامعه توسعه یافته است)، برنامه ریزان سرواکی حدود موسیقی بین المللی را تعیین نکرده اند.
نباید موسیقی بین المللی را موسیقی سنتی (خصوصا موسیقی سنتی سرواک) دانست. موسیقی بین المللی ترکیبی از ابزار و اشکال سنتی با اشکان مردن مردم پسند آن است.
در نخستین فستیوال، به طور متعادل هم سنت های سرواک اجرا شد و هم موسیقی های ترکیبی به اجرا در آمد. اما در فستیوال سال ۱۹۹۹ این اعتدال به نفع موسیقی پیوندی و تلفیقی به هم خورد. گرایش به موسیقی بین المللی به معنای اجرای کمتر موسیقی سنتی است. این مدرن شدن و توسعه یافتن موسیقی سنتی است که موسقی قومی را با آمیختن همه چیز به هم ترفیع دهند. هدف چنین اجرایی، اجرای موسیقی فرهنگی نیست، بلکه ترکیب آن با دیگر عناصری است که بتواند به صورتی بین المللی در بیاید. فستیوال فراهم کننده فرصتی برای تولیدهای موسیقی مردم پسند جدید از سرواک است نه ارتقای موسیقی سنتی.
در مقابل این نگرش مبتنی بر مدرن سازی موسیقی سنتی، می توان از فردی مانند Majlis Adat Istiadwt نام برد که در سال اول فستیوال جزو اعضای کمیته سازمان دهنده بود اما در سال های بعد از این کمیته اخراج شد. اولویت شماره یک برای او حفظ سنت است که البته به معنای ضدتوسعه بودن نیست. او معتقد بود که توسعه سنت ها و رسوم محلی به عنوان یک پروسه، باید با احتیاط صورت گیرد. او نگرانی این را داشت که آیا بازنمایی های سنت های بومی ( از جمله موسیقی) به درستی اجرا می شوند و معتبر هستند؟
موضع او را متفاوت از سایر اعضای کمیته سازمان دهنده فستیوال بود. همه از مدرن کردن سنت های محلی حمایت می کردند. برای روشن شدن دلیل دغدغه آن به نظر پیتر گابریل (موزیسن بریتانیای و مشهور در عرصه صنعت موسیقی بین المللی) اشاره می کنیم. او برای سازمان خود (جهان هنرموسیقی و رقص) دو هدف مهم را بیان کرده است:
۱- حمایت و تقویت انبار دانه ها چنان وسیع و متنوع که مبنایی برای همیشه زنده ماندن باشد.
۲- تلاش برای امکانات چندگانه چنانچه به شما اشکال زندگی جدید لرزان و مرتعش بدهد.
بر این اساسا استفاده از ماده خام برای شکل دادن به انواع متنوع موسیقی مهم ترین هدف موسیقی بین المللی است. این چیزی است که اعضای کمیته سازمان دهنده فستیوال و هیات توریسم سرواک آشکارا نمی توانند با آن کنار بیایند. دانه ها نطفه آغاز هستند و توسعه نیافته اند. چرا منطقه ای مانند سرواک که در تلاش است تصویر خود را در سال ۲۰۲۰ به عنوان کشوری توسعه یافته تثبیت کند، باید خود را در صحنه موسیقی بین المللی در حالت جنینی نشان دهد؟
بر این اساس تعجب برانگیز نیست که بدانیم هر سه شرکت کننده موسیقی ترکیبی محلی در فستیوال از سوی هیات توریسم سرواک، هیات وزیران توعه اجتماعی سرواک و بخش خصوصی آن حمایت مالی شده اند. توسعه یک مفهوم تصادفی نیست. در چنین شرایطی سنت به عنوان تهدیدی برای توسعه درنظر گرفته می شود.
مالزی از پتانسیل و قدرت اجتماعی موسیقی آگاه بوده است و این هم در برنامه های توسعه رسمی مالزی و هم در پرورش گروه های موسیقی ترکیبی کاملا مشهود است. بر این اساس موسیقی بین المللی در فستیوال سرواک به سادگی فقط موضوعی برای نمایش نیست. موسیقی ترکیبی که از پیوند سنت های محلی متنوع و سبک موسیقیایی مردم پسند جهانی شکل می گیرد، تبدیل به استعاره و کاتالیزور یک جامعه مدرن، بین المللی، متجانس و توسعه یافته می شود.
از اجرای موسیقی سنتی چه جامعهای تولید میشود؟
این سوال ما را به قلب تعریف و اهمیت موسیقی بین المللی می کشاند. واکنش به این سوال وابسته به موقعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. بنابراین دیده می شود که فرهنگ و موسیقی سنتی سرواک برای هر یک از سازمان دهندگان فستیوال اهمیت متفاوتی داشته است. در حالی که Majlis از حفظ اشکال سنتی حمایت می کرد، هیات هماهنگی فستیوال به ترکیب و بنابراین جهانی گرایی علاقه داشتند.
در اینجا باید به نکته دیگری اشاره کرد که در بیان روال کار دو گروه محلی توکوکمه و میترا دیده می شود:
- توکوکمه
توکوکمه در هرتولید فستیوال و دهکده فرهنگی سرواک دیده می شود. توکوکمه متشکل از کارکنان دهکده است که اکثریت اعضای آن محلی هستند (غیر از چند مورد). توکوکمه به صورت ترکیبی از موسیقی سنتی ۲۷ گروه قومی سروااک، موسیقی بین المللی و جاز اجرا می شود. نروای رشیدی، رهبر گروه یک علاقه حقیقی به سنت های موسیقی محلی را حفظ کرده است. او مشتاقانه سبک های موسیقی را بررسی می کند تا جایی برای آنها در ملودی ها، ریتم و لیریک های توکوکمه پیدا کند.
این خلاقیت به طور دو طرف نیست. چنان چه دو تن از مردان Kenyah که در این اجرای ترکیبی نقش داشته اند، به صورت اختیاری و خلاقانه در آن ظاهر نشده اند. آن ها احساس می کنند که تنها باید دانش موسیقیایی شان را به کارمندانی عرضه کنند که می خواهند موسیقی شان را هم در دهکده هم در برنامه های مدارس محلی ابدی سازند. ابزار موسیقی هرچند kenyah ای هستند، اما موسیقی آن قطعا نه! دیگر موزیسین های kemyah نیز تقریبا ناراضی بودند. آنها نمی خواهند موسیقی kenyah را با دیگر انواع تلفیق کنند.
این مسیرهای جدید در موسیقی kenyah از ریشه جماعت سرواکی kenyah ناشی نشده اند. در این شیوه جدید غیرkenyah ای ها kenyah را بازنمایی می کند. در این پروسه موسیقی سنتی این افراد اخذ شده، روی آن دوباره کار شده، فروخته شده ولی هیچ چیز به جوامعی که برای آن ها منابع مادی و الهام موسیقی را فراهم کرده است، بر نگردانده است.
- میترا و امر واقعی
در میان گروه های موسیقی ترکیبی سرواکی که در فستیوال ۱۹۹۹ اجرا داشتند، میترا یک گروه از موزیسن ها و کارکنان موسیقی سنتی بخش وزارت توسعه اجتماعی سرواک بود. بر خلاف توکوکمه، هدف اصلی آن ها اجرای موسیقی سنتی به عنوان یک امر واقعی و اصیل است. میترا در یک ظرفیت غیررسمی، موسیقی سنتی سرواک را در ترکیب با موسیقی مدرن اجرا می کند. برای میترا نیز اجراهای انجام شده راهی برای جاودانگی علاقه به ابزار سنتی اساسی نیست. موسیقی سنتی اساسا با تصویری گره خورده است که به نظر خیلی از جوانان مدقدیم و ناخوشایند در نظر گرفته می شود. موسیقی تنها در شرایطی می تواند پاسخی به خواسته های جوانان سرواک باشد که از این تصویر رها شود. یک راه خوشایند برای این امر مردم پسند کردن سنت های موسیقی محلی است. ورود میترا با این شیوه نوین در فستیوال ۱۹۹۹ نشان از تغییر جهت گیری سازمان دهندگان بود.
رئیس گروه خود تصدیق می کند که او نه تنها موسیقی سنتی sampe را اجرا نمی کند بلکه در استفاده از ابزارموسیقی آن، از آن تقلید هم نمی کند. بدین طریق وقتی این گروه در یکی از کارگاه ها با دیگر نوازندگان sampe مستقر شدند، عدم تجانس آن مشهود بود.
این چنین نواختنی هیچ رابطه مستقیمی با فرهنگ و موسیقی سنتی سرواک ندارد. موزیسین های kenyah نگران این هستند که چنین عرضه های موسیقی kenyah ممکن است منجر به واگذاری کامل حقیقت سنت تاریخی آن شود.
نتیجه
در سرواک موسیقی بین المللی به طور استواری در صنعت توریسم جاسازی شده است که از طریق اجرای فستیوال در دهکده فرهنگی سرواک صورت می گیرد. علاوه بر این هردو عمیقا در برنامه های توسعه محلی جاسازی شده اند که هدف آن زیباسازی، مردمی سازی و مردن سازی فرهنگ است. هر دو پدیده از خیلی جهات نقش های آموزشی عمیقی دارند. این دو از خیلی لحاظ در یک مسیر حرکت می کنند.
در حالی که مارتین رابرتز چنین معتقد است که موسیقی بین المللی مانند توریسم یک توهم درگیری را ایجاد می کند، نویسنده ای مقاله حاضر معتقد است یک درگیری واحد با یک توهم وجود دارد.
در دهکده فرهنگی سرواک بازنمایی فرهنگ های متنوع سرواک غالبا به عهده بازیگران قومی است. در فستیوال هر دو موزیسن ها و مخاطبان با یک توهم واحد درگیر هستند که همه آن چه می بینند (از هنرمندان موسیقی مردمی بین المللی تا موزیسین های سنتی روستایی) در حال اجرای زنده هستند. این ذهنیت به ترکیب بین فرهنگی خودآگاه ارزش می دهد.
در بین اعضای کمیته سازمان دهنده فستیوال حساسیت ها از مفهوم دریافت هدف موسیقی بین المللی، برآمد. این عدم تجانس ضرورتا از زمینه سیاسی ناشی است که دربرگیرنده وابستگی های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. بر اساس همین امر، برخی به مدرن کردن توجه می کنند برخی به حفاظت و برخی هر دو را د کنار هم در نظر دارند.
در نهایت این که نقش آموزشی موسیقی بین المللی و توریسم مورد تردید قرار می گیرد زمانی که سنت ها به طور بین المللی (اغلب بدون زمینه های سنتی مهم آنها) به منظور احیای علایق عموم، جایگزین و بازتعریف می شوند. این علاقه در چه حاصل می شود؟ در یک سنت قبلی یا تصویر معاصر از آن؟
موسیقی بین المللی و توریسم در سرواک ( و در خیلی مناطق دیگر) قطعا این توازی تناقض آمیز را می پروراند. در واقع علی رغم تضادها و مغایرت های پنهان (و بی عدالتی که اغلب از این ناشی می شود)، هر دو (موسیقی و توریسم) کاملا مشارکتی هستند.
بازدید از دهکده فرهنگی سرواک و شرکت در فستیوال تجربه های مشاکرتی بی نظیری هستند. اما سخنان متفاوتی که شنیده می شود نشان از بیگانگی عمیقی در تار و پود آن است. با وجود همه این نارضایتی ها، هنرمندان داخلی و خارجی همه و همه با ذوق و شوق بیشتری برای اجرای فستیوال در سال های بعد تلاش می کنند.
این آن چیزی است که اهمیت نگارش چنین مقاله ای را نشان می دهد. توریسم و موسیقی بین المللی قابلیت تغییر دارند. هر دو هم می توانند باعث انفصال و بیگانگی شوند و دقیقا از همین راه هر دو می توانند مشارکت های بین المللی را به دنبال داشته باشند. دقیقا مانند روخانه ای که می تواند جماعت های متفاوت را به هم لینک کند و در عین حال آن ها را از هم جدا کند، موسیقی بین المللی و توریسم در سرواک نیز می توانند در چنین ظرفیتی عمل کنند و بر هیمن اساس هر دو نیاز به هدایت دقیق دارند.
===========================
خوانش سال ۱۳۸۶
ارائه: آریا وقایع نگار – کمیل سهیلی
در بسیاری از رشته های علوم احتماعی و انسانی که مبتنی بر قوم نگاری هستند توجه روزافزونی به مسئله نژاد ، جنسیت ، طبقه ، هویت و .. می شود . مطالعات فرهنگی هم که میان رشته ای است به شکلی نقطه تلاقی این حوزه ها محسوب می شود . با این حال میان مطالعات فرهنگی و دیگر رشته ای علوم اجتماعی ِ مبتنی بر قوم نگاری تفاوت هست :
۱- مطالعات قوم نگاری در مطالعات فرهنگی سیاسی است : مفهوم فرهنگ در م.ف : در مطالعات فرهنگی فرهنگ واجد ذات نیست . فرهنگ صرفا مطالعه بهترین اندیشه ها نیست . بلکه مطالعه همه اندیشه ها است و یا مطالعه شیوه زندگی است . فرهنگ آن معانی مشترکی است که ما ایجاد می کنیم . رفتارها و فرایندهای معناسازی با متونی است که همواره با آن ها سر و کار داریم . چون متن ها چند لایه اند ، پس می توان ان ها را به شیوه های مختلف معنادار کرد . از طرف دیگر همواره بر معنای صحیح تاکید می شود و این امر سبب تعارض می شود . در اینجاست که رابطه میان سلطه تولید کننده معنای صحییح و مقاومت مخاطب به میان کشیده می شود .
۲- تاکید بر نحوه دریافت و تفسیر مخاطب . بر خلاف دیدگاه مکتب فرانکفورت که مخاطب را منفعل قلمداد می کند ، م.ف برای کنش گری مخاطب اهمیت قائل است . از طرف دیگر زمانی که وجه تولید مطالعه می شود ، (( صنعت تولید )) به جای تک تک افراد دخیل در تولید بررسی می شود . ( برای مطالعه بیبشتر راجع به تولید فرهنگ و فرهنگ تولید به فصل پنجم رجوع کنید )
۳- م.ف تا به حال بیشتر پژوهش هایش را نه تنها در جوامع غربی بلکه از دیدگاهی غربی انجام داده است .
یکی از ضعف های م.ف در حال حاضر ، اذعان نکردن و نپرداختن به پیامدها و نتایج گوناگون فعالیت های مورد مطالعه اش است . مثلا در بسیاری از پژوهش ها صرفا مقاومت مخاطب مطالعه می شود . ولی برای اینکه یک مطالعه ، دقیق و همه جانبه باشد ، نه تنها باید چگونگی دریافت بررسی شود ، بلکه باید برداشت و فهم ِ تولید کنندگان را نیز بررسی کرد . ( مثل موسیقی : مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه – جان استوری –پاینده – صفحه ۲۶۱)
این پژوهش نیز همین رویه را در پیش گرفته . نویسنده تشابهات میان world music و توریسم را در سرواک ِ مالزی تحلیل می کند . ( سیاست های دولتی ، عومل اقتصادی –سود- ، نوازندگان ، مخاطبان ) . در واقع پژوهشگر قصد دارد تا اهداف و برداشت افراد و نهادهایی که در تولید ( فستیوال ) نقش داشته اند را مطالعه کند .
World music and tourism : a provocative analogy
م.ب : موسیقی بین المللی
Travel the world with putumayo : مغازه cd فروشی: نویسنده می گوید که در بسیاری از مغازه های فروش موسیقی و در قسمت م.ب آن ها ، گوش کردن به م.ب با تجربه توریسم یکی دانسته شده است . در واقع مقایسه جهانگردی با م.ب برای مخاطبان و خریداران دلنشین است و یکی از راهکار های کمپنی ها بوده است .
- مطالعات آکادمیک انجام شده درباره م.ب شتابزده بوده اند و تاب مقاومت در برابر اقتصاد سرمایه داری فرا ملیتی ، امپریالیسم فرهنگی و …. را ندارند . مثلا یکی از نظرات غالب این است که : گوش کردن به م.ب نوعی جهانگردی در موسیقی است که مانند جهانگردی به مخاطب این توهم را القا می کند که با فرهنگ دیگری در ارتباطی اصیل است . البته مارتین رابرتز این نظر را رد کرده است .
حال نویسنده قصد دارد تا این ضعف را جبران کند . محل پژوهش در ایالت سرواک در مالزی است که همه ساله فستیوال Rain Forest World Music Festival در آن برگزار می شود .
- توصیف فستیوال : - برگزار کننده ، هیئت توریسم سرواک است و محل برگزاری را هم دولت پشتیبانی میکند . هدف برگزاری فستیوال پیوند و گسترش ارتباط میان فرهنگی اعلام شده است . ممکن است در ظاهر همه چیز مرتب و طبق برنامه و فوق العده به نظر برسد ولی عوامل نهانی هستند که چنین اهدافی را زیر سوال می برد .
هدف پژوهشگر بررسی رابطه میان فستیوال به عنوان نمونه م.ب و جهانگردی است . آن هم از نظر نوازندگان و برگزار کنندگان و نه صرفا مخاطبان .
مقاله به دو قسمت کلی تقسیم می شود : modes of engagement , modes of alienation
1- در بخش اول به این مسئله پرداخته می شود که مخاطبان ، نوازندگان و برگزار کنندگان چطور فستیوال را گیرا تلقی می کنند ، چطور با موسیقی کشورهای دیگر و در کل محیطی چند ملیتی تعامل می کنند .
سپس به نظریه هایی که درباره رابطه میان م. ب و توریسم تولید شده اند اشاره می شود :
- دیوید بایرن هر گونه رابطه میان م.ب و جهانگردی را رد می کند و بین آن ها تفاوت قائل می شود و معتقد است که م.ب ، جهانگردی فرهنگی نیست . از نظر بایرن جهانگردی توهم است . هر گونه احساس ارتباط با یک مقوله فرهنگی ِ بیگانه از جانب توریست ، توهم است . ( مثلا اینکه من به هند بروم و تاج محل را ببینم و تصور کنم که از فرهنگ هند شناخت پیدا کردم توهمی بیش نیست . ) ولی م.ب توان ایجاد تاثیر در نوازنده و مخاطب دارد . اگر خود را به موسیقی بسپاریم ، می توان آن را درک کرد.البته نظریه بدبینانه (مارتین رابرتز) بر آن است که جهانگردی و هر گونه محصول آن ( م.ب ) توهم و غیر اصیل است .
بسیاری از منتقدان دیگر هم نظری منفی در مورد رابطه میان م.ب و جهانگردی دارند . بهمین خاطر امکان بررسی جوانب مثبت و گیرای این دو فراهم نشده است .
پژوهشگر بر آن است که می توان میان این دو جوانب مشترک یافت . به بیان دیگر نباید داوری های ارزشی بر مبنای اصالت یک مقوله داد .بلکه باید دید جهانگردی و م.ب چطور خود را اصیل و واقعی معرفی می کنند .
WORLD MUSIC IN TRADITIONAL HOUSES
توصیف فستیوال -:
- Sarawak cultural village
- replicas of ethnic houses-
- interacting with representatives of communities
- engaing guests with a sense of not only ‘’ been there’’ but ‘done that ‘’ – experience
- structure of the event : workshops – discussing music , experiencing –
- concerts
WORLD MUSIC AND TOURISM : CULTIVATION OF THE AESTHETIC
در مالزی و دیگر کشورهای رو به توسعه جهانگردی ، حیاتی است . چون چگونه تصویر کردن فرهنگ محلی و سنتی این کشورها نقش زیادی در برداشت دیگران ( خارجی ها) از وضعیت این گونه کشورها دارد .از آنجاییکه این کشورها را اغلب ( جهان سومی ) ، ( پیشا – صنعتی ) . .. می خوانند ، دولت نظارت دائمی بر صنعت توریسم دارد تا تصویری زیبا از کشور ارائه شود . پس ما بنا بر آموخته های دانشگا هی مان در تحلیل آنچه در فستیوال می گذرد نباید فرض کنیم که فرهنگ شیوه زندگی روزمره است . بلکه در فستیوال بیشتر بر جنبه هایی تاکید می شود که جذاب است ، زیبا است : صنایع دستی ، غذا ، موسیقی و معماری و … .
موسیقی نقشی اساسی در پیشبرد جهنگردی در مالزی دارد و جهانگردی نیز خود در توسعه و شناساندن هنرهای محلی تاثیرگذار است . پس موسیقی و جهانگردی نقسی اساسی در پیشبرد برنامه های توسعه مالزی داشته است .
در این راستا موسیقی محلی و سنتی با مدرن شدن با اجتماع های جهانی ارتباط برقرار می کند . در واقع با تلفیق موسیقی محلی با سبک های عامه پسند این کار انجام می شود . با تلفیق موسیقی ، موسیقی محلی و سنتی برای دیگران دسترس پذیر و تبدیل به م . ب می شود . در این صورت دیگر از موسیقی سنتی ( فرهنگ) تلقی ((عقب ماندگی )) نمی شود و بر عکس این موسیقی نشانگر هویت منحصر بفرد ی در صحنه جهانی می شود . پس م . ب( تلفیقی ) از دیدگاه برگزار کنندگان ء تلقی جهان از فرهنگ کشور را هم ممکن است عوض کند .
Aestheticized culture and educational outreach
کشورها ، افراد و اجتماعات نه چندان قدرتمند با بهره گیری از تکنولوژی کشورهای قدرتمند ، خود را بیشتر و بیشتر می شناسانند و توجه دیگران را به خود جلب می کنند و حود را به نوعی منحصر به فرد نشان می دهند .
حال م.ب سوای اینکه در جلب نظر کشور های غربی کاربرد دارد ، در داخل هم کاربرد دارد . مثلا در این فستیوال کارگاه ها، و همچنین فعالیت گروه هایی مانند tuku kame که موسیقی سنتی را با موسیقی عامه پسند تلفیق می کند در جهت آشنا کردن جوانان مالزی با موسیقی کشورشان مفید است ، چراکه جوانان بیشتر جذب این نوع موسیقی می شوند تا موسیقی کاملا اصیل و سنتی . گروه MITRA نیز همین سبک و سیاق را دنبال می کند . با استفاده از سازهای محلی و نواختن موسیقی غربی با آن ها ، جوانان به سازها علاقه مند می شوند.
نتیجه این که ، م.ب و جهانگردی پدیده هایی گیرا هستند و هر دو در برنامه های توسعه جای دارند . کنار هم قرار دادن این دو موجب تاثیر مضاعف آنها می شود .
MODES OF ALIENATION
ALIENATION : عدم احساس تعلق به مکانی ، محیط و …. . بیگانگی .
مخاطبان ( داخلی و خارجی ) و برگزار کنندگان در حالی که فکر می کنند میانشان ارتباط میان فرهنگی برقرار است ، در بیگانگی با محیط و م. ب به سر می برند .
می توان بیگانگی را از بعد مارکسیستی تحلیل کرد و گفت که سرمایه داری از طریق م. ب و جهانگردی بر بیگانگی و سرکوب انسان ها دامن می زنند .
با این حال نویسنده قصد دارد تحلیل کلی تری ارائه دهد : او بر ان است که بساری از برنامه های فستیوال نه تنها تفاوت های فرهنگی را آشکار می کنند بلکه تفاوت ها را شدت می بخشند
FACADES OF INTERACTION : WORLD MUSIC IN TRADITIONAL HOUSES
-این فستیوال برای پیوند دادن افراد از فرهنگ های مختلف و گسترش تعامل های فرهنگی تشکیل شد ، ولی در واقع بسیاری از این به اصطلاح تعامل ها ساختگی بودند .
AT THE SARAWAK CULTURAL VILLAGE
- دیدار با نوازنده ( کسی که موسیقی محلی می نواخت در واقع یکی از کارمندان فستیوال بود که برای چنین کاری استخدام شده بود و در روزهای مختلف ممکن بود موسیقی مناطق مختلف را اجرا کند . )
- مصاحبه با یکی از مدیران درباره چرایی این کار : یکی از اهداف فستیوال آموزش است . با جابجایی کارمندان در کلبه ها ، ان ها با فرهنگ های مختلف آشنا می شوند . گاهی اوقات نیز به کارگیری افراد بومی ممکن نیست . مثلا یکی از قبیله ها چادرنشین بوده اند و حالا یکجا نشین اند و کشاورزی می کنند ، ولی فستیوال همچنان آن ها را چادرنشین معرفی می کند . یا یکی دیگر از قبیله ها تواناای تطبیق با خواسته های فستیوال را ندارد .
AT THE RAINFOREST WORLD MUSIC FESTIVAL
قضیه دو نوازنده کنیایی و پنانی که از فستیوالی از فرانسه آمده بودند ، انها همواره موسیقی خود را اجرا می کردند . ولی از برنامه های این فستیوال آگاهی نداشتند و نمی دانستند که طبق برنامه فستیوال قرار است در کارگاه شرکت کنند و یا با نوازندگان دیگر موسیقی تلفیقی اجرا کنند .
در واقع در بروشور و برنامه فستیوال اهداف کارگاه و ….. آمده بود ولی خود نوازنده ها از هیچ چیز مطلع نبودند .
- پل سایمن و آلبوم GRACELAND . نوازنده های بومی ……
در تمامی این موارد ، نوازندگان بومی اصلا از برنامه ها خبر نداشتند ، در این صورت چطور می توان تصور کرد که ارتباط و پیوند میان فرهنگی روی می دهد . ؟
یکی دیگر از تناقضات م.ب و جهانگردی این است که نهادهای گسترش دهنده این دو خود در کلان شهرها واقع هستند و این نهادها خواهان صیانت و ارج نهادن به فرهنگ محلی و و اجتماع های حاشیه نشین هستند . در واقع این قبیل فستیوال ها بیانگر برداشت شهری ها از زندگی و فرهنگ محلی است . بهمین خاطر آنچه م.ب شناخته می شود نیز تابع همین رویه است . در واقع م. ب. موسیقی محلی و سنتی نیست ، بلکه تلفیق موسیقی محلی با موسیقی عامه پسند است . طبق این دیدگاه ، م.ب و جهانگردی کاملا به هم وابسته اند . ( مثال : گروه کنایا که صرفا موسیقی محلی اجرا می کند و نمیتواند خود را با فستیوال وفق دهد . ) . انتظارفستیوال این است که نوازندگان مختلف از مکتب ها و کشورهای گوناگون می توانند با هم موسیقی اجرا کنند و باعث پیوند میان فرهنگی شوند . ولی بیگنگی در این جا اتفاق می افتد که نوازندگان محلی چنین طرز فکر و تلقی ندارند . برای همین هم سال به سال از تعداد نوازندگان محلی در فستیوال کاسته می شود .
Universalism : دیدگاه برگزار کنندگان و … این است که موسیقی محلی و نوازندگان بومی و …. فرصت بی نظیری در اختیار دارند تا با قبول م.ب و تلفیق موسیقی شان با موسیقی عامه پسند ، مخاطبان خارجی را جذب کنند . ولی نوازندگان بومی با این نوع موسیقی انس ندارند ، درک نمی کنند . بیگانه هستند .
Politically calculated aesthetic management
برداشت و تلقی از (( بده بستان های فرهنگی )) و م.ب در میان کمیته های برگزاری ، نهادهای دولتی دخیل و مشاور کانادایی فرق می کرد و در نتیجه نوع موسیقی که در فستیوال های دوم و سوم اجرا می شد با هم فرق می کرد .
Scope of world music
م.ب تعریف ثابت و مشخصی ندارد . بلکه تعریف آن کاملا به موقعیت سیاسی و اجتماعی تعریف کننده بستکی دارد .
- م.ب از دیدگاه بسیاری از غربی ها به هر نوع موسیقی غیر از موسیقی عامه پسند امریکا و انگلیس گفته می شود . world beat چیز دیگری است و به نوعی از موسیقی گفته می شود که از تلفیق چند سبک موسیقی به دست می آید . بیشتر اوقات موسیقی سنتی را با استفاده از تکنولوژی و یا از طریق تلفیق با سبک های غربی برای مخاطبان دیگر کشورها دلنشین می کنند . پس طبق این دیدگاه م.ب نشانگر سنت ، ریشه ، اصالت است . world beat نشانگر تلفیق و همکاری ، مدرن شدن .
با این حال از دید بسیاری از صاحب نظران تفاوت میان این دو کمتر و کمتر می شود . ( ار دید بیرونی ها ، هر دو م.ب تلقی می شود . چرا که با موسیقی خودشان فرق می کند . )
حال از دید برگزار کنندگان فستیوال و نوازندگان ِ موسیقی ِتلفیقی ، آن موسیقی که نشانگر اصالت و سنت است موسیقی محلی است.م.ب همانیست که آن ها ارائه می کنند . م.ب همان تلفیق است . این مسئله را می توان در لیست نوازندگان دعوت شده از طرف فستیوال و وضعیت گروه کنایا و … دید . از دیدگان آن ها موسیقی تلفیقی ( م. ب ) است که باعث گسترش ارتباط با جهان می شود . نه موسیقی محلی و سنتی . ( نگرانی آن ها از اینکه مراسم صرفا رنگ و بوی سنتی بگیرد . )
On again , off again : the council on custom and tradition
مجلس adat در اولین دوره فستیوال مسئولیت داشت : تماس با نوازندگان سنتی ، فراهم کردن شرایط برای شرکت دادن آن ها در فستیوال . صیانت از فرهنگ و سنت محلی . ولی در دوره دوم فستیوال از این مجلس دعوت نشد . چرا ؟ چون سیاست های مجلس با سیاست های فستیوال در تضاد است . فستیوال هدفش مدرن کردن فرهنگ محلی بود برای جذب مخاطبان خارجی و داخلی .
On political and economic foundations of world music concept
هدف گابریل از تاسیس کمپانی موسیقی WOMAD : 1- حفظ و پاسداشت سبک های مختلف موسیقی سنتی ۲- تلاش برای تلفیق سبک های مختلف موسیقی ، تا سبک های جدیدی خلق شود .
در اولین فستیوال مورد ۱ کم و بیش اجرا شد . ولی از دوره دوم به بعد ، برگزارکنندگان فستیوال این رویه را عوض کردند چراکه اولویت فستیوال > ارائه تصویری جذاب از موسیقی مالزی به جهان است . از نظر بسیاری از برگزار کنندگان موسیقی محلی دمده است و امروزی نیست و باید با موسیقی غربی تلفیق شود تا ارائه پذیر گردد . نکته مهم این است که در این فستیوال ، تمام سازمان هایی که موسیقی تلفیقی ( م. ب به زعم خئد شان) را پشتیبانی می کردند ، پسوند نامشان ( توسعه) بود و همگی دغدغه شان توسعه کشور بود . و در مالزی که سنت در مقابل و سد توسعه تلقی می شود و موسیقی هم وسیله ای در جهت توسعه تلقی می شود ، تلقی مسئولان از م. ب موسیقی تلفیقی و امروزی است . پس م.ب ( تلفیقی ) نشانگر جامعه ای مدرن ، جهانی و چند قومیتی و پیشرفته است .
حال اگر صرفا موسیقی محلی اجرا شود ، تلقی دیگران چیست ؟ .
- تلقی مجلس : دفاع از سنت
- گابریل و مشاور کانادایی : دفاع از هر دو ( غربی ها )
The gloved hand extended
بازنگری فعالیت های آموزشی و اهداف گروه های موسیقی
اینکه م.ب ، جهانگردی و توسعه چقدر در هم تنیده اند دیگر کاملا مشخص است . در این میان موضوع آموزش هم مطرح است . چراکه یکی از برنامه های فستیوال آموزش اعلام شده بود . بهمین خاطر نویسنده دو گروه tuku kame , mitra را مطالعه می کند.
TUKU KAME
تعداد اعضای گروه ثابت نیست و بسته به موسیقی به ۲۳ نفر می رسد . . اعضای گروه هم از مالزی هستند . با وجود اینکه گروه ادعا می کند که از مو سیقی سنتی و محلی برای آشنا کردن جوانان با فرهنگ مالزی استفاده می کند ولی در واقع این طور نیست . چرا ؟ : مدیر گروه ادعا می کند که از نوازندگان محلی ایده می گیرد و از نظرتشان استفاده می کند و در موسیقی گروه موسیقی محلی را به کار می گیرد . ولی همان مشاوران می گویند که این طور نیست و در موسیقی گروه از ملودی و تم موسیقی محلی استفاده نمی شود . از نظر آن ها موسیقی ساخته شده ، نشانی از موسیقی محلی ندارد .
پس موسیقی گروه ،گرچه خلاقانه است ولی نسانی از موسیقی سنتی ندارد .
MITRA
اعضای گروه عضو بخش موسیقی سنتی نهاد توسعه اجتماعی سرواک هستند . این گروه نیز از موسیقی سنتی بهره می گیرد . مدیر گروه خواهان تلفیق موسیقی سنتی با موسیقی امروزی است تا بتوان جوانان را جذب کرد . چون جوانان دیگر موسیقی سنتی را دمده می دانند .
مشکل این است که در این گروه نیز صرفا از سازهای سنتی ممکن است استفاده شود . ولی صرف استفاده از ساز تضمین کننده حفظ موسیقی سنتی نیست . مدیر گروه هم خود از موسیقی سنتی اطلاع زیادی ندارد . مثال ( یکی از کارگاه ها : نوازندگان سنتی و نوازندگان تلفیقی ) .
