نقد ادبی و تحلیل ادبی: ترجیح یا ترکیب
دستهبندی نشده ۲۸ دی ۱۳۸۷سمانه خواجوند احمدی: بحث کلاسی این هفته مبنی بر تفاوت یا تشابه تحلیل ادبی و نقد ادبی و کاربرد آن در تحقیقات مطالعات فرهنگی و رسانه به این گونه شد که نقد ادبی در واقع برخورد مکانیکی با متن کردن است. آنچه که در متن وجود دارد خوانش مجدد کرده و در واقع مکانیزم انتقال معانی به خواننده تسهیل میشود و کار تسهیل خوانش متن برای دیگری را انجام میدهد.
در تحلیل ادبی به سراغ بیرون آوردن معانی مختلف از متن میرویم و ساختار و بافتار متن و علت نوشتار متن و میزان اثرگذاری و اینکه به چه علت به اینگونه نوشته شده است، مشخص میشود و روابط و ساختار متن مورد مطالعه است. اما این که جایگاه دو روش تحلیل ادبی و نقد ادبی در مطالعات فرهنگی کجاست و آیا میتوان همزمان از هر دو روش استفاده کرد یا نه و یا اینکه یکی بر دیگری ارجح است یا نه جای سوال دارد.

۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۱:۴۸ ب.ظ
نقد ادبی سنتی یا مدرن هیچ کدام برخوردی مکانیکی با متن ندارند و هریک با رویکردهای مختلفی که در تحلیل متن به کار می گیرند سعی دارند تا از زوایای متفاوت آن را تجزیه و تحلیل کنند رویکرهای فمینیستی فرمالیستی ساختارگرایانه پساساختارگرایانه روانکاوانه و… در هریک نقد ادبی از منظری ویژه صورت می پذیرد به ویژه نقد ادبی مدرن که جای خود را به خوبی در مطالعات فرهنگی باز کرده و منجر شده تا این رهیافت میان رشته ای به پدیده های مختلف به منزله متن بنگرد و تحلیل متن را نه در سطح نویسنده بلکه در مخاطب و واکنش های وی به متن جستجو می کند قطعا از این اتهام مبراست.