محبوبه حاج محمد حسینی: در خوانش کتاب می‌می‌وایت بعد از مرور روش‌های مختلفی که در مطالعات فرهنگی به کار بسته می‌شوند نهایتا به بخش سوم کتاب و به جایی می‌رسیم که رویکردهای متدولوژیک تازه‌ای که عالمان مطالعات فرهنگی در سال‌های اخیر در مطالعه سوژه‌ها مورد استفاده قرار داده‌اند نقد و ارزیابی می‌شود.

حال در مقایسه میان رویکردهای پوزیتیویستی پیشین و رویکردهای روش‌شناختی که در دانش نوپای مطالعات فرهنگی استفاده می‌شود به چندین تفاوت اساسی بر می‌خوریم؛ از انجا که واقعیت در عصر حاضر چندگانه ،لایه لایه و متکثر شده است نیازمند نگاهی عمیق‌تر و تیزبینانه‌تر برای کنار زدن لایه‌های مختلف و نفوذ به درون و عمق پدیده ها هستیم.

و این مهم خود به دغدغه همیشگی عالمان مطالعات فرهنگی اشاره دارد که با رویکردی میان رشته‌ای و به مدد ترکیب یافته‌های علوم مختلف روش ویژه خود را در مطالعه امور به کار می‌بندد و برای نیل به اهداف خود به استفاده از ترکیبی از روش‌های تحقیق توسل می‌جویند.

علاوه بر این پژوهشگر پوزیتیویست که در پی تعمیم نتایج به دست آمده از تحقیق است به مطالعه‌ای سطحی و معطوف بر بعدی مشخص از امور اکتفا می‌کند اما محقق مطالعات فرهنگی بر آن است تا در گیر مطالعه امور از منظر خود کنشگران شود تا بتواند به لایه‌های زیرین واقعیت رسوخ کند.