مهسا بدری: بحث مخاطب بحثی است سهل و ممتنع! از طرفی مثلث فرستنده- محتوا- گیرنده در مطالعات رسانه ما را متعهد به پرداخت به مخاطب به عنوان گیرندگان پیام می‌کند و از طرف دیگر پایبندی مطالعات فرهنگی به فرهنگ عامه و زندگی روزمره ما را وارد دنیای مخاطبانی می کند که با دنیایی متفاوت با فرستندگان و تولیدکنندگان اقدام به مصرف می نمایند.

آن چه در این جا اهمیت دارد این است که هرچند واژه مخاطب ثابت مانده است اما تعریف آن نسبت به گذشته دگرگون شده است. حضور اینترنت یکی از عمده دلایل این امر است. اینترنت با ایجاد امکان تعامل فراوان برای مخاطبان، قدم را از تعریف مخاطب به عنوان کنشگری فعال فراتر گذاشته و او را هم دوش تولیدکننده و گاه خود تولید کننده قرار می دهد. مخاطب دیگر صرفا کسی نیست که پیام تولید شده را دریافت می کند. هر دریافتی به طور هم زمان تولیدی دوباره است.

نکته اینجا است که وقتی با کاربران اینترنت صحبت می کنیم، کسی خود را مخاطب اینترنت نمی داند. واژه کاربر به مفهوم مخاطب مفهوم تولیدکنندگی را می افزاید. اینترنت دنیای دومی برای حضور افراد شده است، دنیایی که در آن می توانند تولید و مصرف را توامان تجربه کنند. اینترنت مانند دیگر رسانه ها تلقی نمی شود. در واقع فرد خود را در برابر پیامی واحد نمی بیند که در مورد آن تنها می بایست اقدام به مصرف یا عدم مصرف کند. بلکه امکان تصرف کامل در پیام را دارد.

بدین ترتیب نمی توان مرز روشنی بین مخاطب و تولیدکننده گذاشت. زندگی در فضای جدید اینترنت به معنای مخاطب بودن در این فضا نیست. همان طور که ما در شهر زندگی می کنیم اما مخاطب شهر نیستیم. اینترنت فضایی است برای زندگی و تعامل چندجانبه. محیطی که افراد را در زمان های متفاوت و مکان های گوناگون به هم مرتبط می کند. هر کاربر در لحظه ای مخاطب است و در لحظه ای جمعیتی را مخاطب قرار می دهد. بدین معنا او یک کاربر است نه مخاطب!