مخاطب و اینترنت
دستهبندی نشده ۲۰ آذر ۱۳۸۷مهسا بدری: بحث مخاطب بحثی است سهل و ممتنع! از طرفی مثلث فرستنده- محتوا- گیرنده در مطالعات رسانه ما را متعهد به پرداخت به مخاطب به عنوان گیرندگان پیام میکند و از طرف دیگر پایبندی مطالعات فرهنگی به فرهنگ عامه و زندگی روزمره ما را وارد دنیای مخاطبانی می کند که با دنیایی متفاوت با فرستندگان و تولیدکنندگان اقدام به مصرف می نمایند.
آن چه در این جا اهمیت دارد این است که هرچند واژه مخاطب ثابت مانده است اما تعریف آن نسبت به گذشته دگرگون شده است. حضور اینترنت یکی از عمده دلایل این امر است. اینترنت با ایجاد امکان تعامل فراوان برای مخاطبان، قدم را از تعریف مخاطب به عنوان کنشگری فعال فراتر گذاشته و او را هم دوش تولیدکننده و گاه خود تولید کننده قرار می دهد. مخاطب دیگر صرفا کسی نیست که پیام تولید شده را دریافت می کند. هر دریافتی به طور هم زمان تولیدی دوباره است.
نکته اینجا است که وقتی با کاربران اینترنت صحبت می کنیم، کسی خود را مخاطب اینترنت نمی داند. واژه کاربر به مفهوم مخاطب مفهوم تولیدکنندگی را می افزاید. اینترنت دنیای دومی برای حضور افراد شده است، دنیایی که در آن می توانند تولید و مصرف را توامان تجربه کنند. اینترنت مانند دیگر رسانه ها تلقی نمی شود. در واقع فرد خود را در برابر پیامی واحد نمی بیند که در مورد آن تنها می بایست اقدام به مصرف یا عدم مصرف کند. بلکه امکان تصرف کامل در پیام را دارد.
بدین ترتیب نمی توان مرز روشنی بین مخاطب و تولیدکننده گذاشت. زندگی در فضای جدید اینترنت به معنای مخاطب بودن در این فضا نیست. همان طور که ما در شهر زندگی می کنیم اما مخاطب شهر نیستیم. اینترنت فضایی است برای زندگی و تعامل چندجانبه. محیطی که افراد را در زمان های متفاوت و مکان های گوناگون به هم مرتبط می کند. هر کاربر در لحظه ای مخاطب است و در لحظه ای جمعیتی را مخاطب قرار می دهد. بدین معنا او یک کاربر است نه مخاطب!

۲۲ آذر ۱۳۸۷ در ۷:۲۸ ب.ظ
با توجه با گسترش رسانه های جدید از جمله اینترنت و ماهواره و با توجه با اینکه مفهوم مخاطب در دنیای رسانه ای جدید دچار تغییر شده است. مرز بین تولید کننده و مصرف کنندگان اطلاعات دیگر معلوم نیست و مصرف کنندگانی که تا چندی پیش فقط می توانستند مطلع از مطالب رسانه های جدید باشند امروزه خود به تولیدکننده ای فعال در عرصه اینترنت تبدیل شده است. در جهان مجازی با مخاطبانی برخورد می کنیم که تنها از طریق تولیدات آنها در صفخات وب است که به وجود آنها پی می بریم و در واقع ذهنیت ها هستند که جایگزین مخاطب سنتی شده اند و وجود مجازی با جنسیت مجازی از ویژگیهای مخاطب عصر جدید است و شناخت مخاطب جدید چالش پیش روی محققان عرصه رسانه می باشد.
۲۳ آذر ۱۳۸۷ در ۱:۴۱ ق.ظ
این تغییر در مفهوم و نوع مخاطب پیامدهای روششناختی در عرصه مخاطبپژوهی دارد که نباید از آن غافل شد. در واقع به همان نسبت به مخاطب دوره جدید پیچیدهتر شده شناخت و مطالعه آن هم پیچیدهتر شده و ابعاد جدیدتری پیدا کرده است.
۲۴ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۲۷ ب.ظ
یکی از عوامل مهمی که در عصر حاضر مفهوم مخاطب را دگرگون ساخته بی شک به ویژگی های رسانه های نوین برمی گرد رسانه های جدید برقراری ارتباطی دوطرفه را ممکن ساخته اند و این خود به تنهایی فرصت ابراز وجود را که از گیرنده سابق سلب شده بود به کاربر کنونی هدیه می دهد تا در کنار مصرف یک متن معنایی نه کاملاهمانند آنچه مدنظر تولیدکننده است رادریافت داشته واز پیش خود چیزهایی بر آن می افزاید و از طرفی در فاصله ای بسیار کوتاه به ویرایش متن موجودو یا خلق متنی جدید دست می زند .بنابراین متن رسانه ای موجود مدام تغییر می کند و از ایستایی و سکون متون سابق خود را هرچه بیشتر دور می سازد.
۲۶ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۳۹ ب.ظ
رسانه های جدید مفهوم سنتی مثلث فرستنده-محتوا-گیرنده را دگرگون کرده اند.در این رسانه ها از طرفی فرستنده،در عین حال که فرستنده است می تواند تولید کننده نیز باشد به عبارت دیگرمخاطب و .و از طرف دیگر نمی توان بین این سه اصل تفکیک ایجاد کرد.با این وجود محتوا نیز در حد فاصل بین مخاطب و تولید کننده قرار ندارد.در رسانه های جدید مخاطب در دل محتوا و پیام قرار گرفته است.
۳۰ آذر ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۰ ق.ظ
رسانه های جدید رسانه هایی تعاملی هستند در فضایی جدید. امروز مطالعه مخاطبان این رسانه ها برای ما اهمیت پیدا کرده . مخاطبانی پراکنده که یافتن آنها کار سختی است. برای بررسی آنها باید فضای حدید را مورد بررسی قرار داد فضای مجازی که ویژگیهای خاص خود را دارد. منظورم این است که برای بررسی مخاطبان جدید باید ادبیاتمان را تغییر دهیم ما با فضای مجازی از جنس دیجیتال رو به رو هستیم.
۲۹ دی ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۹ ب.ظ
در ارتباط با اینترنت و مخاطبان یا بهتر بگوییم کاربران دو دیدگاه کلی وجود دارد: اولین دیدگاه که میتوان آن را در طبقهی رویکردهای پست مدرن قرار داد به ترکل اختصاص دارد که رویکردی کاملاً رادیکال به رابطهی میان کاربران و اینترنت دارد و بر این باور است که فضای مجازی فراهم شده توسط اینترنت باعث حذف جسمیت فرد شده و لذا این آزادی موجب تجربیات متعددی میشود؛ به طوری که فرد میتواند هویتهای متعددی را که هیچگاه در جهان واقعی قادر به تجربهی آنها نبود ایجاد کند و این خودهای متکثر دلالت بر هویتهای موقتی, سیال و ساختهشدهای دارد که در فضای مجازی قادر به بروز و ظهور بودهاند. دیدگاه دوم با دیدهی تردید به این رویکرد نگریسته و فقدان جسمیت را اتفاقاً از معایب فضای مجازی دانسته که بواسطهی آن فرد قادر به درک و تسلط بر دانش ضمنی که تنها در تجربهی زنده و در دنیای واقعی قابل کسب است, نمیشود. دریفوس را میتوان نمایندهی چنین فکری دانست.
آنچه که در این متن از تعامل کاربران با اینترنت و فضای مجازی مورد نظر است به رویکرد دریفوس نزدیک است؛ دلیلش هم این است که اگرچه اینترنت با خلق کردن فضای آزاد فرد را با تجربیات تازه ای آشنا میکند و این تجربیات بیسابقهاند، امّا در عین حال با گرفتن جسمیت, فرد را از تجربههای بسیاری از مسائلِ زندگی واقعی که تنها با جسم مند بودن بدست میآید، محروم میکند. در واقع ما مومی سیّال در فضای مجازی، آن طور که ترکل میپندارد، نیستیم بلکه جسمانیت ما در کسب تجربه دخالت دارد و به آن عمق میبخشد و لذا نمیتوان خودهای متعدد و متکثری و نتیجتاً هویتهای متعددی را تجربه کرده و آن را در تعامل با جهان واقعی قرار دهیم. چرا که این هویتهای متعدد اگر استمرار نداشته و با آنچه که در جهان واقعی تجربه میکنیم نسبتی نداشته باشند، نمیتوانند منشأ تغییرات مهمی باشند و سرنوشت هویت فرد را رقم بزنند، مگر اینکه فرد در دنیای خطرزای واقعی با حضور جسم مند خود آن نقشهای مجازی را تجربه کند. به عبارت دیگر فرد نمیتواند هر نوع هویتی را در فضای مجازی بپذیرد و سپس آن را به دنیای واقعی بیاورد؛ بلکه در برابر آن مقاومت میکند و این نکته اشاره به” کنشگر بودن ” و ” فعال بودن ” فرد دارد. چراکه افراد در رویارویی با اینترنت برخلاف سایر رسانههای متعارف، صرفاً در رده تولید کننده یا مصرف کننده صرف قرار نمیگیرند؛ بلکه میتوانند در صورت تمایل به طور همزمان این دو نقش را داشته باشند و در آن به تولید و بازتولید بپردازند.
همچنین باید اذعان داشت که افراد در برخورد با این ساختار مجازی، میزان فعالیّت و مشارکت متفاوتی را از خود نشان می دهند. به بیان دقیقتر؛ هر چه افراد در مواجهه با اینترنت، فعالیت و مشارکت بیشتری داشته باشند و هر چه این فعالیّت بازتابانهتر باشد؛ در تولید معنا سهیم می باشند و لذا احتمال میرود که میزان تأثیرپذیری آنها از این فضا بیشتر باشد. بر عکس هر چه افراد در مواجهه با اینترنت، فعالیت و مشارکت کمتری داشته باشند و هر چه این فعالیت غیر بازتابانه باشد؛ در بازتولید معنا سهیم می باشند و لذا احتمال میرود که میزان تأثیرپذیری آنها از این فضا کمتر باشد. البته عوامل و فاکتورهای دیگری نیز در این بین( تأثیرپذیری کاربران از فضای مجازی) دخیل می باشند که از آن جمله می توان به میزان استفاده، مدّت استفاده و محتوای مواجهه، واقعی تلقی کردنِ محتوای سایت های اینترنت و انگیزه و هدف کاربران اشاره کرد. بنابراین با توجه به اینکه ساختار اینترنت براساس بازتولید یا تکرار همان رفتار مداوم آدمها دوام مییابد؛ پس نباید همچون جبرگرایان، اینترنت را صرفاً یک ساختار عینی و بیرونی و متصلب فرض کنیم که در چارچوب آن ذهنیت افراد شکل میگیرد و کاربران آن در مواجهه با این رسانه هیچگونه اراده و اختیاری ندارند.