رابطه تحلیل متن و شناخت مخاطب
دستهبندی نشده ۱۳ آذر ۱۳۸۷ریحانه هاشمیان: هرمس در مقاله خود با عنوان جنبش فمنیسم و سیاستهای روشی به این نکته اشاره میکند که تاکنون در مطالعات فمنیستی پژوهشی که توانسته باشد در تفسیر و تبیین رفتار مخاطب از تحلیل متن نیز استفاده کند انجام نشده است و حتی نویسنده این دو روش را تا حدی مغایر با یکدیگر میبیند.
مخاطب همیشه مقوله ایی مورد مناقشه بوده است. ویژگی مشترک تمامی مخاطب پژوهیها کمک آنها به امر ساختن، تعیین جایگاه و تعیین هویت یک وجود اجتماعی درهم و برهم ،متغیر و غیر قابل شناخت است.(مک کوئیل،۱۹۹۱،ص ۲۳)
روشهای مورد استفاده در مخاطب پژوهیهای گوناگون و اهداف آنها به نحو قابل ملاحظهای متفاوت بودهاند. اما استفاده از تحلیل متن برای رسیدن به شناختی از مخاطب به نظر ناممکن میآید. این همان چیزی است که هرمس در مقاله خود به آن اشاره میکند.
سوالی که در اینجا می توان مطرح کرد این است که آیا این دو روش به نوعی مانعةالجمع محسوب میشوند و یا استفاده مناسب از هر یک میتواند در بعضی از پژوهشها به همپوشانی شناختی این دو روش منجر شود؟

۱۶ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۴۷ ب.ظ
شاید این موضوع بیشتر ازهر چیز بستگی به متدولوژی و حتی هدف پژوهش داشته باشد چون با هر یک از این دو رویکرد بخش خاصی از واقعیت ارزیابی و شناخته می شود.در عین حال با توجه به تغییرات اساسی که در پارادایم های حاکم بر فضای پژوهش پیرامون موضوعات اجتماعی رخ داده و توجه از متن و نویسنده به آن سوی متن یعنی مخاطب جلب شده است رویکرد جدید مخاطب پژوهی بیش و پیش از هرچیزدر پی اهمیت بخشیدن به عنصری است که تا عصر حاضر همواره کم اهمیت ترین عنصر در مطالعات رسانه ای محسوب می شده و کم تر پژوهشگری به مطالعه مختصات آن روی آورده است.
۲۳ آذر ۱۳۸۷ در ۱:۳۸ ق.ظ
تحلیل متن و مخاطب منافاتی با هم ندارند و میتوانند در کنار هم مورد استفاده قرار گیرند. بحث اصلی اینجاست که تحلیل متن صرف بدون توجه به مخاطب و برداشتی که مخاطب از آن دارد در برخی موارد نمیتواند تحلیل جامعی باشد و پژوهشگر را به نتیجه مطلوب برساند. به همین جهت در تحقیقات جدید توصیه میشود به تحلیل متن بسنده نشوند و دریافت مخاطب از متن هم مورد بررسی قرار گیرد.