مقایسه سه روش تحقیق

نوشته شده توسط مدیر سایت در ۲۵ آذر ۱۳۸۷

جواد یزدان‌پناه

تحقیقات متغیر محور: (variable oriented) این روش تا حدوی روش پیمایش است و در آن بحث هایی نیز تعمیم دهی مطرح می شود و تعداد نمونه های آن زیاد است. هرچه واریانس متغیر وابسته در بین مورد ها بیشتر باشد بهتر است. در تحقیقات متغییر محور، رابطه چند متغییر مستقل (independent) با یک متغیر وابسته در نظر گرفته میشود. و هدف در این مطالعه این است که واریانس متغیر وابسته توسط واریانس در متغییر های مستقل توضیح داده شود.

در تحقیقات متغییر محور، هدف تعیین اهمیت نسبی هر یک از شروط علی (متغییر های مستقل است). هرکدام از متغییر های مستقل به طور جداگانه در ارتباط با متغییر وابسته قرار می گیرند و از بین متغییر های مستقل، متغییری نقش مهم تری را ایفا می کند که R2 بیشتری داشته باشد. به عبارت دیگر سهم بیشتری از واریانس متغییر وابسته توسط این متغییر توضیح داده می شود. بنابراین در این رویکرد متغییر های مستقل رقیب همدیگرند. اما در روش مطالعه موردی عوامل در یک زنجیره به هم ارتباط پیدا می کنند به طوری که اگر یک عامل نباشد، عامل دیگری هم وجود نخواهد داشت.

روش تطبیقی تقریباً یک مدل میانه بین روش مطالعه موردی (case study) و مطالعه متغییر محوری می باشد. در این روش نه مثل مطالعه موردی تعداد اندک و نه مثل متغییر محور تعداد فراوان است بلکه معمولاً تعداد مورد ها بین ۱۰ تا ۵۰ عدد می باشند. در تحقیقات تطبیقی مقایسه وجود دارد. و موارد ها اغلب به دو دسته موارد مثبت و منفی تقسیم می شوند. در این روش برخلاف مطالعه متغییر محور ما تست تئوری نداریم. در مطالعات متغییر محور فرض بر این است که تئوری های موجود برای پاسخ دادن به فرضیات خوب فرموله شده اند در صورتی که در مطلعه تطبیقی این فرض قبول نیست. بلکه در این روش بیشتر مفهوم سازی شرح و بسط و اصلاح تئوری مطمح نظر می باشد.

در مورد بحث علیت در این نوع مطالعه باید گفت که ممکن است یک نتیجه از چندین راه مسیر متفاوت بدست آمده باشد

> d > fc > b > A

E > f > g > H > F

در مثال بالا F از دو دومسیر کاملاً متفاوت بدست آمده است. یعنی هرکدام از مسیر های یک شرط کافی برای F هستند و نه یک شرط لازم.

مقایسه سه روش مطالعه موردی،تحقیقات تظبیقی و تحقیق متغیر محور

مطالعه موردی

تحقیقات تطبیقی

تحقیق متغیر محور

اهداف اصلی

مطالعه موردی بر تعدادی خیلی کوچک از موارد متمرکز است چون این موراد از لحاظ بنیادی و تئوریکی از بعضی جنبه ها با اهمیت هستند. مسئله اصلی نمایندگی مورد است(یعنی اشکال این است که می توان پرسید این متغییر نماینده چه گروهی است)

تحقیقات تطبیقی از لحاظ بنیادی و تئوریکی دسته ای از موارد (معمولا پنچ تا۵۰ مورد) مشخص می شوند و به موارد فردی و دسته های از موراد مشابه برای بررسی الگو های موردی می پردازد. (هدف «اصلی شناخت هم مورد های فردی و مجموعه ای از مورد های مشابه است»)

تحقیقات متغیر محور رابطه بین متغیر ها را در یک جمعیت بزرگ از مشاهدات را مورد بررسی قرار می دهند؛ تمرکز اصلی این تحقیقات بر روی تطابق میان موارد با الگوهای تئوریک است.

(هدف«روابط متغییر ها بین مورد هاست»

۲-جمعیت ها

محقق مطالعه موردی به این سؤال پاسخ می دهد که «مورد من چیست» ممکن است که در سراسر تحقیق سؤالات تحقیق و مسیر تحقیق عوض شود تا محقق بیشتر در مورد پدیده آگهی کسب کند و مفاهیم وطرح های تحلیلی اش را اصلاح کرد

درتحقیق تطبیقی، محقق یکمرز بندی دقیق بین موارد ایجاد می کند و از دانش های بنیادی و تئوریک بعنوان راهنما استفاده می کند مرز بین این دو مجموعه ابتدا ئاً انعطاف پذیر تنظیممی شود از رابطه متقابل ایده ها و شواهد ثابت می شود. ایجاد مفهوم و طبقه بندی تجربی هماهنگ پیش می رود شبیه مطالعه موردی است با یکدانش قبلی یا تئوری دایم پس چند مورد انتخاب می کنیم اما این مورد ها ثابت نیستند

در پژهش متغیر مورد رابطه بین متغییر ها را در یک جمعیت بزرگ از مشاهدات را مورد بررسی قرار می دهند تمکز اصلی این تحقیقات بر روی تطابق میان موارد با الگو های تئوریکی است

۳- Nموارد

مطالعات موردی اغلب با تمکز بر روی پدیده های جالب تعریف می شودزیرا آنها عموماً کمیاب هستند وممکن است اغلب موارد فقط یکی از این مورد وجود داشته باشدپدیده در عمق مورد بررسی قرار می گیرد. بزرگ کردن N نوعاً می تواند خطرناک (نامناسب) باشد. قیاس پذیری موارد اصلاً وجود ندارد و آنچه مشاهده می­شودفقط متخصص به همان مورد مشخصاست

در تحقیقات تطبیقی اغلب مقایسه وجود دارد و بنابرین این نیاز موارد نامتنابه (متنوع) وجود دارد. در عین حال محققان نیاز دارند که تجانس مورد را حفظ کنند چون مورد هایشان (cases) باید مثال های کاندیداهایی برایبرای نتایج مشابه داشته باشند

محققان تحقیق متغیر محور سعی میکنندکه تعداد محور ها را در تحقیسقشان زیاد تر کنند چون هرچه تعداد زیادتر باشد محقق به طور دقیق تر می تواند ارتباط بین متغییر ها را بر آورد کند.

۴-نقش تئوری

محققان مطالعات موردی مورد ها را عمیق مطالعه می کنند تا تئوی ها را جلوتر ببرند بنابراین آنها اغلب مورد هایی انتخاب می کنندکه از دیدگاه تئوری های رایج در بعضی موارد غیر عادی هستند. بنابراین مطالعه موردی حتی اگر موفق شود موفق شود که نشان دهد که تئوری موجود ناکار آمد است موفق قلمدادی می شود

در این روش بندرت اتفاق می افتد که تئوری موجود برای پاسخ دادن به فرضیات به اندازه کافی و خوب فرموله شده باشد. در این روش تئوری تست نمی شود بلکه مفهوم سازی، سبوط و اصلاح وهمچنین توسعه تئوری در این روش مطمح نظر است.

در تحقیق متغییر محور، محققان نظریه ها را تعریف می کنند و فرضیه هایشان را از همان آغاز تحقیق شان فرموله می کنند. تست تئوری بخش عمده تحقیق اجتماعی است یک تحقیق ایده آل از این نوع بین تئوری های رقیب داوری می کنند.

۵- ادراک مفاهیم (تلوین) نتایج

محققان مطالعه موردی اغلب موارد مخصوصی را بدلیل نتایج غیر عادی شان انتخاب می کنند هدف معمولاً این است که مورد در عمق مطاله شود تا دلیل این که غیر عادب است و با تئوری همخوانی ندارد پیدا شود. اغلب ممکن است جدایی شدیدی بین شرایط علی و نتایج وجود نداشته باشد

محققان تطبیقی اغلب با انتخاب عمده موردها شروع می کنند که تفاوت زیادی در مورد نتیجه ای که تحقیق می شوند . آن ها همه مورد های مثبت هستند. تحلیل در موارد مثبت یک پیش نیاز برای شناخت موارد منفی است اگر آنها بطور معقول قابل شناسایی باشند.

محققان این نوع تحقیقات بیشتر توجه شان را به متغییرهای وابسته معطوف می کنندو تغییرات این متغییر را در طول یک نمونه سیستماتیک از یک جمعیت بزرگتر گرفته شده است را بررسی می کنند. معمولاً هرچه واریانس بیشتر باشد بهتر است نتایجی که مورد ها در آن واریانس ندارند نمیتوانند مطالعه شوندچون هیچ واریانسی برای توضیح وجودندارد.

۶- استنتاج علّی

محققین مطالعه موردی بطور همه جانبه پدیده مورد نظر را بررسی را بررسی علی از نظر ساختماری کنشگران و وقایع مربوط به آن می کند. آنها محققان توالی و زمان وقایع را در نظر می گیرند ات مسیر بستگی و تبعیت وقایع از یکدیگر را شناسایی کنند

محققان تطبیقی معمولاً باعث علیت در مسیرهای چندگانه نگاه می کنند. مورد های مثبت اغلب می توانند طبق هر مسیر عمومی که به نتیجه می رسند دسته بندی شود هر مسیر در عوض مستلزم ترکیب شرایط علی مربوط است.

محققان این دسته تحقیقات اهمیت نسبی هر یک از متغییر های مستقل طبق تئوری مشخص می کنند. تمرکز بر روی اهمیت نسبی متغییر ها علی در میان مورد هاست یک مدل علی استنتاج شده برای همه موارد بطور یکسان بکار می رود.

۷- تحلیل های درون موردی در مقابل بین موردی

تحقیق های مطالعاتی موردی تقریباً بطور کامل بر روی الگو های مورد تمرکز است محقق اجزای مورد را به عنوان که متقابل همدیگر را تکمیل می کنند ودر کل مورد را تشکیل می دهند را بر رسی می کنند

محققان تطبیقی بر وضعیت های علی ویژگی های مربوط به مورد های متمرکز هستند.با این هدف که تعیین کنند که چطور جنبه های مختلف با هم تطبیق پیدا کنند. آنها از تحلیل های بین موردی برای تقویت کردن و عمیق کردن تحلیل های درون موردی استفاده می کنند وبر عکس در این تحقیقات سعی بر این است که یک تعادل بین مطالعه بین موردی و درون موردی انجام می شود.

محقق متغییر محور ، به الگو ها بین بین مورد اولویت می دهد. جنبه های مختلف مورد ها از جهت این که چطور آنها بین محور ها دچار تنوع اختلاف هستند بررسی می شود.

Source: Ragin, charlz.”Comparative analysis count”

Arizona university

مخاطب و اینترنت

نوشته شده توسط مدیر سایت در ۲۰ آذر ۱۳۸۷

مهسا بدری: بحث مخاطب بحثی است سهل و ممتنع! از طرفی مثلث فرستنده- محتوا- گیرنده در مطالعات رسانه ما را متعهد به پرداخت به مخاطب به عنوان گیرندگان پیام می‌کند و از طرف دیگر پایبندی مطالعات فرهنگی به فرهنگ عامه و زندگی روزمره ما را وارد دنیای مخاطبانی می کند که با دنیایی متفاوت با فرستندگان و تولیدکنندگان اقدام به مصرف می نمایند.

آن چه در این جا اهمیت دارد این است که هرچند واژه مخاطب ثابت مانده است اما تعریف آن نسبت به گذشته دگرگون شده است. حضور اینترنت یکی از عمده دلایل این امر است. اینترنت با ایجاد امکان تعامل فراوان برای مخاطبان، قدم را از تعریف مخاطب به عنوان کنشگری فعال فراتر گذاشته و او را هم دوش تولیدکننده و گاه خود تولید کننده قرار می دهد. مخاطب دیگر صرفا کسی نیست که پیام تولید شده را دریافت می کند. هر دریافتی به طور هم زمان تولیدی دوباره است.

نکته اینجا است که وقتی با کاربران اینترنت صحبت می کنیم، کسی خود را مخاطب اینترنت نمی داند. واژه کاربر به مفهوم مخاطب مفهوم تولیدکنندگی را می افزاید. اینترنت دنیای دومی برای حضور افراد شده است، دنیایی که در آن می توانند تولید و مصرف را توامان تجربه کنند. اینترنت مانند دیگر رسانه ها تلقی نمی شود. در واقع فرد خود را در برابر پیامی واحد نمی بیند که در مورد آن تنها می بایست اقدام به مصرف یا عدم مصرف کند. بلکه امکان تصرف کامل در پیام را دارد.

بدین ترتیب نمی توان مرز روشنی بین مخاطب و تولیدکننده گذاشت. زندگی در فضای جدید اینترنت به معنای مخاطب بودن در این فضا نیست. همان طور که ما در شهر زندگی می کنیم اما مخاطب شهر نیستیم. اینترنت فضایی است برای زندگی و تعامل چندجانبه. محیطی که افراد را در زمان های متفاوت و مکان های گوناگون به هم مرتبط می کند. هر کاربر در لحظه ای مخاطب است و در لحظه ای جمعیتی را مخاطب قرار می دهد. بدین معنا او یک کاربر است نه مخاطب!

رابطه تحلیل متن و شناخت مخاطب

نوشته شده توسط مدیر سایت در ۱۳ آذر ۱۳۸۷

ریحانه هاشمیان: هرمس در مقاله خود با عنوان جنبش فمنیسم و سیاست‌های روشی به این نکته اشاره می‌کند که تاکنون در مطالعات فمنیستی پژوهشی که توانسته باشد در تفسیر و تبیین رفتار مخاطب از تحلیل متن نیز استفاده کند انجام نشده است و حتی نویسنده این دو روش را تا حدی مغایر با یکدیگر می‌بیند.

مخاطب همیشه مقوله ایی مورد مناقشه بوده است. ویژگی مشترک تمامی مخاطب پژوهی‌ها کمک آنها به امر ساختن، تعیین جایگاه و تعیین هویت یک وجود اجتماعی درهم و برهم ،متغیر و غیر قابل شناخت است.(مک کوئیل،۱۹۹۱،ص ۲۳)

روش‌های مورد استفاده در مخاطب پژوهی‌های گوناگون و اهداف آنها به نحو قابل ملاحظه‌ای متفاوت بوده‌ا‌ند. اما استفاده از تحلیل متن برای رسیدن به شناختی از مخاطب به نظر ناممکن می‌آید. این همان چیزی است که هرمس در مقاله خود به آن اشاره می‌کند.

سوالی که در اینجا می توان مطرح کرد این است که آیا این دو روش به نوعی مانعةالجمع محسوب می‌شوند و یا استفاده مناسب از هر یک می‌تواند در بعضی از پژوهش‌ها به هم‌پوشانی شناختی این دو روش منجر شود؟

جایگاه مطالعه صنعت و تولیدکننده در مطالعات فرهنگی

نوشته شده توسط مدیر سایت در ۴ آذر ۱۳۸۷

محمد مهدی مولایی: در مطالعات فرهنگی از عناصر سه گانه جریان ارتباطی که در علوم ارتباطات مطرح می‌شود (فرستنده-پیام-گیرنده) به‌نظر می‌رسد سهم پرداختن به جنبه فرستنده یا تولیدکننده کمتر از دو بخش دیگر باشد.

توجه به فرآیند دریافت پیام و مخاطب در مطالعات فرهنگی از همان ابتدای شکل‌گیری مطالعات فرهنگی از جریان‌های اصلی این علم محسوب می‌شد و در کتار آن تحلیل متون با درنظر گرفتن بستر و با روش‌های کیفی از دیگر موارد مورد توجه مطالعات فرهنگی بوده و هست. با این وجود سهم پژوهش‌هایی که به بررسی فرآیند تولید آثار یا تولیدکنندگان و فرستندگان آثار رسانه‌ای بپردازند اندک بوده.

فصل پنجم کتاب «مسائل روش در مطالعات فرهنگی» با عنوان «تمرین‌های صنعتی با نگاه انتقادی» به این موضوع می‌پردازد و از زاویه دید صنعت به مطالعات فرهنگی نگاه می‌کند. در این فصل، صنعت فرهنگ از منظر مطالعات فرهنگی نقد می‌شود. به عبارت دیگر همانطور که نویسنده خود اشاره می‌کند مطالعه «فرهنگ تولید» را به‌جای «تولید فرهنگ» مورد توجه قرار داده است.

اما در حالی که فصل‌های دیگر کتاب تاکید بیشتری بر مطالعه پبام و مخاطب دارند جایگاه این فصل در کتاب و به‌طور کلی این بحث در مطالعات فرهنگی کجاست؟

آنچه نویسنده پس از مرور تحقیقات پیشین در این حوزه بدان می‌پردازد لزوم بازنگری در روش‌های مطالعه تولیدکنندگان است. علاوه بر این‌که تعداد پژوهش‌هایی که به جنبه صنعت و تولید می‌پردازند کم و ناکافی است روش‌شناسی این مطالعات هم قابل نقد است. از دید نویسنده تنها پرداختن به‌شیوه‌هایی از قبیل مطالعه اسناد و مصاحبه‌های طولانی با تولیدکندگان کافی نیست و پژوهش‌گر مطالعات فرهنگی باید با شیوه‌هایی مثل اتنوگرافی محیط‌های کاری و کارمندان و کارکنان، مجموعه‌های تولید را مورد مطالعه قرار دهد. از این دیدگاه است جایگاه پرداختن و مطالعه جنبه تولید در مطالعات فرهنگی تا حدی روش‌ می‌شود. از طرفی همان‌طور که در فصل‌های قبلی کتاب هم آمده بود هر تولیدکننده‌ای خود از سویی مخاطب است و از این روی هم مطالعه تولیدکننده اثر می‌تواند دارای اهمیت باشد.

به‌نظر شما جایگاه این نوع پژوهش‌ها در مطالعات فرهنگی کجاست؟